ازبرکات بررسیهای تاریخی
ای گیتیا فســــوس، فسوسی به راســـتی
شاهیت بندگیســـت، فزونیــــت کاســـتی
بر بچّگان خویش همه مرگ خواســــتی
خود برکنی همان را که خود نشاســــتی
هرکه تو را نخواست مر او را بخواستی
هر که تو را بخــست، بذو دادی آســــتی
رودکی
فارسیّات ابو سعد سمّان و قطعه شعری نو یافته از رودکی
عبارت بالاعنوان تازه ترین مطلب سایت بررسیهای تاریخی http://ansari.kateban.com/به همت جناب آقای حسن انصاری است. مطلب چنین آغاز می شود:
“ابو سعد سمّان، محدث و متکلم برجسته معتزلی / زیدی ری در نیمه اول سده پنجم قمری امالی ارزشمندی در حدیث دارد که تنها قسمتی از آن باقی مانده است. ما پیشتر در این سایت، نسخه این امالی را که در کتابخانه آمبروزیانا در میلان نگهداری می شود معرفی کردیم. از ابواب این کتاب، بابی هم هست که قسمتی از آن مشتمل است بر تعدادی از روایات و احادیثی که در آن کلمه و یا تعبیر و یا جمله ای فارسی به نقل از حضرت رسول (ص) و یا از صحابه و دیگران روایت شده است. برخی از این احادیث و روایات در منابع دیگری هم نقل شده و برخی تازگی دارد….”
در ادامه جناب آقای انصاری می نویسند:
“آنچه اینجا ارائه می دهیم قطعه شعری است از شاعر کهنسال ایرانی، رودکی که تا آنجا که من می دانم جای دیگری نقل نشده و گویا تازگی دارد. متأسفانه نسخه چندان همه جا خوانا نیست؛ به ویژه اینکه عکسی که من از این کتاب در اختیار دارم عکس مرغوبی نیست. نکته جالب توجه این است که ابو سعد سمّان این قطعه شعر را به سندی متصل از رودکی نقل می کند و از این نقطه نظر این نقل ارزش تاریخی در رابطه با زندگی رودکی هم دارد. اینجا این متن را مطابق آنچه در نسخه آمده (با اصلاحاتی ضروری در رسم الخط) نقل می کنیم:
برگ ۱۷۰ ب: ” وبه قال حدّثنا أبو بکر محمد بن الحسین الشعیری بقرائتی علیه بقزوین قال سمعت محمد بن عبد الله بن عبد العزیز المذکّر الرازی یقول أنشدنی الروذکی:
ایا گیتی افسوس افسوسی براستی
شاهیت (در نسخه: شاییت) بندگیست فزونیت کاستی
بر بچّه گان خویش همه ترک خواستی
خوذ بن کنی همان را کجوز (؟) نشاستی
هر که تو را نخواست مرو را بخواستی
هر که تو را بخواست (در نسخه: نه خواست) بذو دادی استی (؟)…”
و در پایان عباراتی که به جای ترجمۀ عربی شعر رودکی آماده است چنین نقل شده است:
“اما خوشبختانه در حاشیه نسخه ترجمه ابیات آمده اما نه چندان کامل و با خطی کم و بیش ناخوانا در برخی کلمات:
معنی الأبیات:
أنّه یقول یا دنیا إنی قد انقطعت إلیک فلم أحصل منک الا ؟ واستعبدتنی بغیر طائل وقد طرحتک وانقطعت إلی ؟ (شاید غیرک). الذی یعطیک ؟ (باید تعطیه باشد) لم یطلبک ویحرمک من طلبک.”
نگارنده، آصف فکرت، نه از باب تخصصی که ندارم بلکه از باب علاقه ای که به سخن فارسی دری و خاصه به سخن استاد شاعران، رودکی، دارم، خواستم تا هرچه زودتر برابر به فهم و سلیقۀ خویش قرائتی از این شعر داشته باشم که بخوانم و از بر کنم تا بدان هنگام که متنی میسّر گردد که به اتفاق اهل تخصص مورد تایید قرار گیرد. بار دیگر ابیات به صورتی که در آغاز یاد شد، تحریر می شود:
ای گیتیا فسـوس، فسوسی به راســتی
شاهیت بندگیست، فزونیــــت کاســـتی
بر بچّگان خویش همــه مرگ خواســــتی
خود برکنی همان را که خود نشاســــتی
هرکه تو را نخواست مر او را بخواســـتی
هر که تو را بخــست، بذو دادی آســــتی
احتمال دیگر:
یا گیتیا فسوس، فسـوسی به راستی
شاهیت بندگیســـت، فزونیت کاستی
بر بچّگان خویش همـــه مرگ خواستی
خود بن کنی همان را که خود نشاستی
هرکه تو را نخواست مر او را بخواسـتی
هر که تو را بخســــت بذو دادی آستی
یادداشت:
بن کندن: بیخ برکندن
نشاستن: برنشاندن و نشاندن
آستی دادن: بخشش دادن نظیر آستین افشاندن
بخست: بیازرد
با تشکر از دانشمند و نسخه شناس متبحر جناب آقای حسن انصاری که مارا به نعمت سخن رودکی متنعم فرمودند.
شهر اتاوا – ۲۶ مهر ماه ۱۳۹۰ برابر ۱۸ اکتوبر ۲۰۱۱
آصف فکرت