برگی یاد از سبدی میوه
یاد ها می توانند در هر بابی نوشته شوندآیا تنها در باب استادان، بزرگان و موضوعات بسیار بالا باید نوشت؟ چرا گاهگاه از آنچه در زندگی روزمره اتفاق می افتد و از پیشامدی که چندین خاطره یا دست کم یک یاد و خاطرهء جالب برجای می گذارد چیزی ننویسیم؟ زندگی آمیزه یی از همین چیزهای […]
یادی از سردار نجیب الله خان توروایانا
در جایی سخن از مرحوم توروایانا به میان آمد. از دلبستگی او به زبان و ادب می گفتند و از پیشینه اش در داستان نویسی. در اندیشه ام گذشت که باری از این بزرگمرد، بیش از این خوانده بودم که می شنوم. به همین مناسبت راهنورد امواج دانش جدید شدم و در کارخانه های جست […]
گزارش سفیر ایران از دربار کابل
گزارش سفارت کابلسفرنامۀ سید ابوالحسن قندهاری در ۱۲۸۶ و اسناد مربوط به آن به کوشش محمد آصف فکرت تهران انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار ۱۳۸۶ اندکی پس از درگذشت سردار سلطان احمد خان سرکار، حکمران هرات (۱۲۸۳ هـ/۱۸۶۳-۱۸۶۴مـ) و پیروزی امیر دوست محمد خان، که مرگ او را نیز در پی داشت، هرات […]
نشان افتخار
نشان افتخاربه خران باربردار دو روز پیش در اخبار خواندم که رهبر یک حزب محلی در ایالت بنگلور هند به دو خر به دلیل پرکاری و وفاداری نشان افتخار اعطا کرده است. واتال ناگاراج در این باره گفت: “من تصمیم گرفتهام که به تمام حیوانات اهلی مثل خر، گاو، بوفالو و سگ نشان افتخار بدهم چون […]
دو محمد رضای مهاجر
یادی از دو محمدرضای مهاجر و الواح ماندگار غزنه گنجینۀ نسخه های خطی، چهل و چند سال پیش، در بالا ترین طبقۀ ساختمان وزارت اطلاعات و کلتور، در مرکز شهر کابل قرارداشت و تالار نسخه ها بیشترین فضای آن طبقه را گرفته و در سراسر تالار، میز- گنجه ها یا قفسه های بلورین پایه دار […]
یادداشتی در طب قدیم
دانش بباید آموخت؛ کتاب نباید سوخت چندی پیش در خبرها خواندم که پنج هزار پزشک به صورت رسمی در حوزه طب سنتی اسلامی فعالیت می کنند. بی درنگ دو مطلب به یادم آمد؛ یکی خاطره یی از چهل سال پیش و دیگر مطلبی از حدود هزار سال پیش. خاطرۀ چهل سال پیش را خودم دیده و شنیده […]
سخن دوست
از هرچه بشنوی سخن دوست خوشتر است مسافرو بدرقه کنندگان به درِ گمرک رسیدند. جایی که ورود ممنوع نوشته اند و جز مسافر، دیگری حقِّ عبور ازآن را ندارد. همراهان، یکی پس از دیگری، بسته های کتاب یا جامه دانی را که در دست داشتند، ناچار بر زمین نهادند و به مسافر کهنسال خدانگهدار گفتند. […]
یادداشت های استاد خلیلی، بخش نخست
مقدمه آن روزها، برای ما مکتبیهای نوجوان هراتی، نام استاد خلیلی از همان آغاز با شهرت و شکوه و بزرگی همراه بود. حتی پیش ازآنکه بتوانیم کتاب بخوانیم، هروقت نام استاد خلیلی را می شنیدیم، همراه با نام عبدالرّحیم خان نائب سالارمی شنیدیم که یکی از نائب الحکومه های پیشین هرات بود، و با نام […]
یادداشت های استاد خلیلی، بخش دوم
اولین سفر به خاک ایران [ سال ۱۳۱۳ خورشیدی پس از مذاکرات سرحدی که استاد در آن شرکت داشته است] …ورقها تمام شد که باید به حیث پروتوکول مجلس امضا شود. آقای جم و آقای پاکروان به اسپها سوار شدند و از راه صحرای جیم آباد و بهبهو روانۀ مشهد مبارک شدند، و سفیر ما نیز […]
یادداست های استاد خلیلی، بخش سوم
هاشم شایق سفیر دانشمند بخارا که در کابل ماند هاشم شایق افندی در کابل سفارت می کرد، نمی دانم درست، من در کوهستان بودم، یک سال یا دوسال به حیث سفیر در کابل دوام کرد، که حکومت بخارا سقوط کرد… هاشم شایق افندی در کابل ماند و…امان الله خان قبول کرد به حیث ملتجی سیاسی. […]