مطالعات کودکی

    آنچه در کودکی و نوجوانی می خواندیم چند روز از امتحانات سال اول فاکولتهء ادبیات ( سال ۱۳۴۴ خورشیدی) می گذشت و من به دلایلی نگران نتایج  امتحان برخی از مضامین بودم. یکی از آن مضامین مرا بیش از همه نگران می داشت و آن “اساسات تاریخ” بود.   هیچ تردیدی نداشتم که در این مضمون […]

مریــم ِ  مســــــلمان

به امید شادی روح مادرم، مریم منشی زاده بامداد امروز در صفحۀ اول روزنامۀ شهر ما، اتاوا سیتیزن، مطلبی با عنوان بالا چاپ شده بود که خوشم آمد. دیدم در روزگاری که برخی به دشمن تراشی و نفرت آفرینی می پردازند کسانی هم هستند که در اندیشه الفت آفرینی و پیوندگری اند. چون مطلب برای […]

شَنکَر،  دانشمندی سالخورده در خدمت خـُردسالان هند

در سال ۱۳۵۹ خورشیدی  سفری به دهلی، پایتخت هند، داشتم. این سفر که یک مأموریت  علمی – آموزشی بود، بوک ورکشاپ (کارآموزی کتاب) نام داشت. نگارنده در آن هنگام مدیر مجله اختصاصی کتاب، وابسته به کتابخانهء عامّـه(ملـّی) افغانستان  بود. در این سفر که بسیار کوتاه بود برای ما که پنج نفر از پنج کشور آسیایی بودیم، برنامۀ  فشرده و مفیدی ساخته […]

خانلری ۲۰ ساله و بزرگمهر سپیدموی

  سال ۱۳۴۵ خورشیدی بود و ما سال دوم رشتۀ زبان و ادبیات دری را در پوهنتون (دانشگاه) کابل می  گذراندیم. از رخدادهای فرخنده و به یاد ماندنی آن سال سمینار ترجمه بود که از ۳۰ خُرداد(جوزا) تا ۴ تیر(سرطان) در تالار کتابخانۀ دانشگاه برگزار شد و گروهی از ورزیده ترین دانشوران و زباندانان کشورهای دوست […]

یاد سمرقند

  به سمرقند اگر بگذری ای باسحر د این جویبار، این دشت و صحرا و این آسمان روشن و نیلگون در یک آن مرا به هرات برد، به جویبارهای مالان و پیرامن هریرود، به کاربار و جوی انجیل هرات و چشمهء اوبـه. ولی این آب بیش از هر جا مرا به یاد میرداود می اندازد.  میرداود، […]

هیأت تحریر

  یادی از چند دوست دانشور در سال ۱۳۵۲ روزنامه و مجلّۀ تازه یی در کابل با نام جمهوریت تأسیس گردید. رئیس این سازمان نوبنیاد مرحوم دکتر محمد آصف سهیل و معاون آن مرحوم غلام شاه سرشار شمالی روشنی  بودند.  این بنده یکی از اعضای هیأت تحریر روزنامۀ جمهوریت و در عین حال معاون مجلّۀ جمهوریت بود. مدیریت مجله را شاعر و نویسندۀ  معروف، سید محمود فارانی بر عهده داشت. […]

یادی از نوروز هرات

   یادم آید شوق روزگار کودکی – مستی بهار کودکی… آن روزها در هرات،  از اواسط بهمن ماه (برج دلو) بوی نوروز می آمد، نه تنها بر این باور بودیم که چـلّـه خـُرد (در ایران: چلّه کوچک) دیگر بسیار گرم تر از چله کلان(چله بزرگ)  است بلکه به راستی چنین بود. اگربرفی بر زمین بود از زیر آن  بخار بر می […]

نـــیایــش

  یادداشتها از سده ها (بخش آخر) دعا و نیایش  واپسین روزهای  ماه  صفر است و “یادداشتها از سده ها” نیز به واپسین بخش رسیده است.   بخش پایانی را ویژۀ نیایشهای منظوم نهادم. من خود این نیایشها را پسندیده ام و خوش می دارم. این است که ً آنها را از بر دارم. بر سپیدی بسیاری از نسخه های خطی  مناجاتها، […]