سخن مولانا و لهجه های بلخی و فرارودی
خلاصۀ عرایض نگارنده در همایش ادبی فرهنگی فرهنگسرای زاگرس در شهر مونتریال کانادا اینکه یک متن فارسی حدود هشت قرن پیش در دورترین نقطۀ باختری قلمرو زبان فارسی سروده و نوشته شده و امروز پیشنهاد می شود که برای دریافت بهتر آن متن، لازم است ما به گویشهای خاوری ترین نقاط آشنایی بهم رسانیم، نشانۀ عظمت […]
شعر نو یافته ای از رودکی
ازبرکات بررسیهای تاریخی ای گیتیا فســــوس، فسوسی به راســـتی شاهیت بندگیســـت، فزونیــــت کاســـتی بر بچّگان خویش همه مرگ خواســــتی خود برکنی همان را که خود نشاســــتی هرکه تو را نخواست مر او را بخواستی هر که تو را بخــست، بذو دادی آســــتی رودکی فارسیّات ابو سعد سمّان و قطعه شعری نو یافته از رودکی عبارت […]
بام دنیا، بخش نخست
بام دنیا [و مهمانی خاص امیرعبدالرحمن خان] بام دنیا فصل ۱۹ زندگینامۀ لرد کرزن[i] سیاستمدار، نویسنده و جهانگرد نامور انگلیسی است. زندگی نامه را کنیث رُز[ii]نگاشته و نام کتاب ( کرزن: یک شخص بسیار بزرگ)[iii] از یک شعر کرزن گرفته شده است. ترجمۀ این فصل را، با توجه به مطالب مهم جغرافیایی، تاریخی و سیاسی که در مورد […]
بام دنیا، بخش دوم
بام دنیا [و مهمانی خاص امیرعبدالرحمن خان] بخش دوم [آمادگی برای سفر کابل] اگرچه خبر رسیدن دعوتنامه را تا پایان اوت، هنگام اردوزدن در کشمیر در نخستین مرحلۀ سفرش به پامیرها، نگرفته بود، اما شکی نداشت که به مقصود خواهد رسید. در آن تابستان، پیش از ترک انگلستان، حتی به لباسی که می بایست در […]
بام دنیا، بخش سوم
بام دنیا [و مهمانی خاص امیرعبدالرحمن خان] [نمونه یی از گفت و گوی میزبان و مهمان] امیر پیشنهادهای شگفتی برای دیدار رسمی خود داشت. از جمله اینکه فیلد مارشال لرد رابرتس، که در ۱۸۷۹ به انتقام قتل نمایندۀ بریتانیا مقیم کابل، به آن شهر لشکر کشیده بود، در ملأ عام مورد توبیخ و سرزنش قرار […]
گفتار بلخ در کلیات شمس ـ۱ـ لهجهء بلخ و دریافت بهتر سخن مولانا
چند دهه پیش در یکی از مجلاّت منتشرۀ تهران ( به بیشترین گمان، سخن یا یغما) یادداشتی چاپ شده بود، در باب چگونگی تلفّظ کلمۀ «تو» در یک غزل شمس الدین منصور بن محمود اوزجندی که این دو بیت از آن قصیده است: برخیز که شمع است و شراب است و من و تو آواز خروس سحری خاست […]
گفتار بلخ در کلیات شمس ـ۲ـ لهجهء بلخ و دریافت بهتر سخن مولانا
باجدار مالیه چی، مالیه ستان. هنوز باجدار و باجگاه واژه های آشنا ست و حتی مواضعی به نام باجگاه هست. برقنطره بست باجدارم از بهر عبور ده جوازم (غ۱۵۶۵) باچدار، یعنی مأمور سر مرز که باج می ستاند، مرا برچوب یا پل بسته است باددادن معادل دم دادن. کسی را با سخنی نادرست مشغول ساختن و […]
گفتار بلخ در کلیات شمس ـ۳ـ لهجهء بلخ و دریافت بهتر سخن مولانا
تو ( بر وزن مو ) با واو معروف تلفظ تو به این صورت در بلخ و کابل و تمام تاجیکستان معمول است و اگر کسی به این نکته توجه نکند به این وهم خواهد افتاد که مولانا ( تو ) را با (کو) و ( او) با سهل انگاری هم قافیه یا هم سجع ساخته است آنکس که بیند روی تو مجنون […]
گفتار بلخ در کلیات شمس ـ۴ـ لهجهء بلخ و دریافت بهتر سخن مولانا
ساده دل مردی که دل بر وعدۀ مستان نهاد مثلی است معروف. امروز هم اگر وعده ای از کسی در نظر عجیب آید، پرسند: چیزی ننوشیده ای؟ شاد شد جانم که چشمت وعدۀ احسان نهاد ساده دل مردی که دل بر وعدۀ مستان نهاد (غ۷۵۰) ساران دربرابر پایان می گشته ام بیهوش من تا روز […]
گفتار بلخ در کلیات شمس ـ۵ـ لهجهء بلخ و دریافت بهتر سخن مولانا
گازر رختشوی. توبه شیشه عشق او چون گازر است پیش گازر چیست کار شیشه گر (غ۱۱۰۰) زگازران مگریز و به زیر ابر مرو که ابر را و تو را من درآورم به نیاز (غ۱۲۰۲) گب گپ، سخن. وکیل عشق در آمد به صدر قاضی کاب که تا دلش برمد از قضا و از گبها (غ۲۳۲) […]